تاریخ انتشار : بهمن 1391
خونواده ي ما 4 نفره
عاقا ديروز مادربزرگم اومده بود خونمون بابامم طبق معمول 4 تا سالاد اورد يكي رو گذاش جلو مادر بزرگم يكي جلو خودش يكي برا مامانم يكيم داد به داداشم منم كه عشق سالاد (از عشقاي يه طرفست) عينهون گربه شرك به بابام زول زدم بابام منو ديد گفت إإإ محمد (من) تو هم ميخواي؟
من :| :| :| (هنوز گربه ي شرك)
بابام: پس برو واسه خودت درست كن D:
هيچي ديگه زمين به إذن خدا دهن وا كرد منم رفتم توش...
بابا وقتي داشتم فرو ميرفتم: >) D:
من در حال فرو رفتن: []8
خععععلي بد درديه











.gif)
.gif)