تاریخ انتشار : بهمن 1391
مادربزرگم داشت تعریف میکرد ک آره من وقتی 15سالم بود ازدواج کردمو تو زندگی خیلی سختی کشیدمو از اینجور حرفا. منم تیریپ تعجب برداشتم گفتم واقعا شما 15سالگی ازدواج کردین؟؟ آخه تو 15سالگی که هیچی نمی فهمیدیـــــــــــــــــــــــن!!! یهو مامانم 8-7 تا سرفه ی بلند کرد و گفت:"گُلیانا!! برو میوه ها رو بیار انقدم حرف نزن!!"
و در همان لحظه من فهمیدم من کجام اینجا کجاست و اینا...خب سوال شده بود برام دیگه دعوا داره مادر مهربان؟؟ والا ب خدا











.gif)
.gif)