تو پذیرایی رو مبل نشسته بودم،لپ تاپ رو پام هدفون رو گوشام،بسته چشمام،رفته بودم تو رویاهام!(استعداد شاعر شدنم دارم)
آره غرق افکارم بودم یهو یه چیزی محکم خورد تو سرم!
از جام پریدم که یه قاشق جلو پام افتاد زمین! یعنی قاشقه خورده بود تو سرم!
سمت آشپزخونه نگاه کردم دیدم مامان خانوم داره از پشت اوپن اشاره میکنه که هدفونو از رو گوشم بردارم کارم داره!
مامانه ما داریم!
خداییش دیگه جرأت ندارم تو خونه هدفون بذارم!
یهو دیدی بابام کارم داشت تلویزیونو پرت کرد رو سرم!
یا شاید هردوشون کارم داشتن یهو دوتایی یخچالو پرت کردن رو من!
خانواده اس!
نمایش مطلب شماره 41472
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
2074
بازدید دیروز: 24404
کل بازدید: 531987287
بازدید دیروز: 24404
کل بازدید: 531987287










