آقا با دادشم که دو سال از من بزرگتره دعوام شده بود خفن.چه بزن بزنی
دو سه روزی با هم قهر بودیم حرف نمی زدیم
یه روز سر سفره ناهار نشسته بودیم داشتیم ناهار میخوردیم من ماست خودم و گذاشته بودم سمت چپم اونم گذاشته بود سمت چپش. منم بیخیال داشتم غذام رو میخوردم و تلویزیون نگاه میکردم.نگو ما دو نفری داریم از یه کاسه ماست میخوریم تا جایی که ماست اون زود تموم شد و ماست من دست نخورده باقی موند.
دادشم یه نگاه به کاسه خودش ویه نگاه به کاسه من.یهو منم متوجه شدم چه سوتی دادم ترکیدم از خنده.اونم سگ شد خیال کرد از عمد این کارو کردم دوباره گرفتیم دعوا.د بزن.
بابا مامانم به زور مارو از هم جدا کردن.
کلا کسی اعصاب واسش نمونده
نمایش مطلب شماره 41279
تاریخ انتشار : بهمن 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
23656
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531984465
بازدید دیروز: 22634
کل بازدید: 531984465










