دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 40985

تاریخ انتشار : بهمن 1391

اغا من روز18دی امتحان پایان ترم داشتم.شب امتحان هم تا 5صبح بیدار موندم وخوندم اولین باری بود اینقدر درس میخوندم. ساعت 5 خوابیدم که 7برم دانشگاه اخه امتحانم 8 بود.چشتون روز بد نبینه صبح با صدای بابا بیدار شدم میگم ساعت چنده میگه 8. خودتون تصور کنید حالمو.زدم زیر گریه که چرا خواب موندم و من ترم اخرم دیگه رام نمیدن تا خود دانشگاه گریه میکردم داداشم با سرعت نور منو رسوند رفتم تو مراقب دم در نشسته بود منم با گریه خالی بستم که از شیراز اومدم و اتوبوس تو برف موند اونم گفت اشکال نداره شماره صندلیت چنده؟ باهم رفتیم ببینیم دیدم اسمم تو لیست نیست باز گریه کردم اومد کارتمو دید یه نیگا به کارت کرد یه نیگا به من یه نیگا به لیست گفت خانوم حالت خوبه؟ امروز 17. تو امتحانت فرداست برو برو خونتون بگیر بخواب ومن بعد از شنیدن حرفش به سرعت نور در رفتم تا اخر امتحانات هم از دستش متواری بودم. تا اخر امتحانات هم دیگه درس نخوندم همون روش من در اوردی بیتره.نمیدونم این بچه درس خونا چجوری زندگی میکنن والا