دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 40352

تاریخ انتشار : دي 1391

امروز رفتم خدمات موبایل سر خیابون که گوشیمو که داده بودم واسه تعمیر پس بگیرم،دیدم دوتا خانم خوشگل و خوشتیپ، خعععلی دیگه شیک و مجلسی اومدن داخل. بزرگتره گفت لطفا یه شارژ ده تومنی ایرانسل!
شارژو گرفت ، دست کرد کیفش که پول دربیاره گفتم:حساب کنم خانمی!
برگشت خیلی لاتی و پسرونه که اصلا به سیس و فیسش نمیومد گفت : نامرد روزگاره هرکی حساب نکنه!
آقا اومدم سر خر رو کج کنم سمت تعارف بلکه از این مخمسه(مخمصه.مخمثه) که افتاده بودم توش در بیام،گفتم: ده تومن که این حرفارو نداره!
گفت ممنون!
بعد برگشت به صاحب مغازه گفت:آقا ! شارژو ایشون حساب میکنن!
بعدش سریع از مغازه رفت بیرون!
رفتم بیرون بلند گفتم واستا بینم پررو! آقا داد و بیداد راه انداخت که مزاحمم نشو،مگه خودت ناموس نداری،دست از سرم بردار! تو سه ثانیه چنان جمعیتی جمع شد که نگو!
هیچی دیگه منم دست از سرش برداشتم!
برگشتم پشت سرمو نیگا کردم دیدم صاحب مغازه داره نیگا میکنه!
یعنی قیافش داد میزد که من پولمو از تو میخام!