تاریخ انتشار : دي 1391
تومغازه نشسته بودم دیدم دختر مغازه داربغلی(لوازم آرایشی)اومدتو یه کاغذ گذاش رومیز گف این شمارمه یاباهام دوس میشی یابه بابام میگم بهم شماره دادی!
یهو بابام اومدگف چه خبره؟کاغذ دیدورداش دیدشماره من نیس قضیه رو گرفت.گف:دخترخانوم یاهرروز واسمون یه نوع ادکلن جدیدمیاری یا خودت میدونی بابات:))))
بله اینه نتیجه به دام انداختن یه پسرپاک:)











.gif)
.gif)