تاریخ انتشار : دي 1391
امروز یکی از اقوام زنگ زد خونمون واسه فردا شام دعوتمون کنه حرفاشوزد دعوتشم کرد اخرش که میخواست خداحافظی کنه اومد بگه :پس فردا منتظرم.. گفت:پس فردا مزاحم بشید بعد فهید اومد درست کنه گفت »:مراحمید....
هیچی دیگه من تلفن و خوردم انقد خندیدم بعد میگه تو رو خدا ناراحت نشیاااااااااا.....(نفهمید خوشحالم شدم میام میذارم تو 4 جوک..)











.gif)
.gif)