دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 39600

تاریخ انتشار : دي 1391

"شیطنت های رفقای لابستر"
یروز با رفیقم نشسته بودیم تو پارک روبروی تاب و سرسره ها
آقا منم بی خبر از اینکه رفیقم شیشه کشیده تو حاله خودش نیست:(((
یدف پاشد گفت:داداش پاشو بریم شرره!!!
گفتم کجا؟؟جواب نداد
رفت وایساد جلو تاب (هیشکی رو تاب نبود) گفت:فلان فلان شده به من بد نگا میکنی؟؟؟
آقا یدف دیدم این داره مشت و لگد پرت میکنه
با زور گرفتم آوردمش اینور میگم:اوسگول چیکار میکنی؟؟؟
میگه بد نگا میکرد....
بعدش دیدم دستش رو شیکمشه گفتم :چی شده؟؟؟
گفت:فلان فلان شده لگد زد تو شیکمم!!!!!!!!!!!!!
فکرشو بکنید از دشمن فرضی کتکم خورده بود!!!!!!!!!!
ما نارفیق نیستیم بردیم ترکش دادیم