من یادمه 3 سالم بود داداشم هم 2 سالش بود.
ما دو تا تو پذیرایی تنها بودیم، یه آواژور هم گوشه پذیرایی بود!
منم سیمش رو کندم بعد دو سر لخت سیو رو گذاشتم رو لپ داداشم اونم با دست دو سر سیمو نگه داشت منم دوشاخه رو زدم تو پریز!!!!
هان؟ چیه؟ چرا اینطوری نگاه میکنی؟
هرچی گفتی خودتی!
خوب میخواستم ببینم داداشم مثل لامپ روشن میشه یا نه آقا جان آزمایش کردم بالاخره یکی باید در راه علم فداکاری کنه یا نه؟!!!
هیچی دیگه خدا رحم کرد ولی داداشیم تا یه هفته لپ هاش گل انداخته بود و قرمز بود...
یعنی یه همچین آدمی هستم من!!!
بعد از اولین پستم که اون نوسان میرا بود، آره همون استقبال شد منم ذوق مرگ شدم گفتم بذار خاطراتم رو براتون بگم حالا اگه استقبال بشه بازم براتون تعریف میکنم!
نمایش مطلب شماره 39177
تاریخ انتشار : دي 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
18987
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531957162
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531957162










