يه روز با داييم تو ماشينش كنار خيابون نشسته بوديم شيشه هاي ماشينش هم دودي كرده بود جوري كه از بيرون هيچي پيدا نبود يه 10دقيقه كه گذشت ديديم يه دختره از اين سانتي مانتالا اومد كنار ماشين و شروع كرد به ارايش كردن ومرتب كردن شكل و قيافش منو داييم هم داشتيم يواش يواش ميخنديديم كه يهو ديديم كار داره به جاهاي باريك ميكشه و.....
يه دفه بلند زديم زير خنده .دختره بيچاره فهميد كسي داخل ماشينه سريع جيم فنگ شد ...داييم شيشه رو داد پايين گفت كجا داري ميري؟بيا بابا راحت باش ماهم راحتيم.....
دختره جلو جمعييت ضايع شده بود رنگش مثه ابرنگ عوض ميشد
نمایش مطلب شماره 39040
تاریخ انتشار : دي 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17260
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531955435
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531955435










