وقتی کلاس دوم ابندایی بودم یه بار قرار بود خانوم معلم دفتر ها رو نگاه کنه هر کی دفترشو نیاورده بود یا کامل نبود رو هم بعد از کمی نصیحت خشن به در بکوبه و از کلاس بیرون کنه. بالاخره همه دفتر ها رو بردیم سر کلاس که دیدیم یکی از بچه ها بغض کرده و الانه که منفجر بشه . بهش گفتم چی شده؟ گفت دفترمو خونه جا گذاشتم . میخواستیم تصمیم گیری کنیم . برا خودمون پنج بعلاوه یکی شده بودیم که بیا ببین. داشتیم فکر میکردیم که ناگهان معلم پاچه گیر ما اومد از همون اول شروع کرد به دفتر نگاه کردن.
وقتی داشت دفتر هارو نگاه میکرد یه دفعه همون پسره شروع کرد به گریه کردن . معلمه گفت چرا داری صدای گاو در میاری بچه ؟ گفت خانوم دفترمونو نیاوردیم. معلمه شبیه شمر زل جوشن اومد گفت چی زر زدی ؟ بچه که دیگه داشت علاوه بر صدای گاو صدای شتر مرغ هم در میاورد گفت : یعنی آورده بودم خانوم یکی از بچه های اون شیفتی از رو میزمون ورداشته.
منو دو سه تا از بچه ها هم دیگه آخر مرام و معرفت شدیم و گفتیم : بله خانوم راست میگه ما دیدیم ... خانوم معلم هم گفت باشه قبول کردم ولی باید فردا دفترو بیاریش و گرنه .... پسره گفت چشم خانوم میرم از اون یارو میگیرمش .
روز بعد شد و دیدیم بله اون رفیق ما دفترش دستشه و خوش خرم داره میاد سر کلاس ما هم خیالمون راحت شد. معلمه اومد و همون اول گفت دفترو کجا بیدا کردی؟ بچه گفت : هیچی خانوم دیروز تو خونه جا گذاشته بودیم ورداشتیم آوردیمش .!!!
معلمه بدون هیچ صحبتی ما چند با مرام رو شدیدا نصیحت کرد.......
نمایش مطلب شماره 38848
تاریخ انتشار : دي 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
15546
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531953721
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531953721










