دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 38237

تاریخ انتشار : دي 1391

خاطره مخصوص سرآشپز:
برو بکس ما یه روز رفتیم این سوپر مارکت سر کوچه خرید کردیم بعد که حساب کردم فروشنده پول خورد نداشت پس بده گفت 500 تومن میشه طلب ما پول خورد ندارم بهتون بدم!!!حالا این وسط من هی میگم قابل نداره!!!نهههههههههههههههه اصن حرفشم نزنید!!!نه به خدا ما که اینجا دیگه مشتری هستیم بیچاره فروشنده هه هی میگفت خواهش میکنم و جلو خندشو میگرفت!!!بعدش که از مغازه اومدم بیرون تازه دوزاریم افتاد که وقتی میگه 500 تومن طلب ما ینی من باید 500 به اونا بدم!!!!با نهایت شرمساری رفتم توی مغازه و پول رو دادم
:دی
نتیجه اخلاقی:حساب حسابه کاکو برادررررررررر
تغارف نداریم که با هم!!!:D