خاطره مخصوص سرآشپز:
برو بکس ما یه روز رفتیم این سوپر مارکت سر کوچه خرید کردیم بعد که حساب کردم فروشنده پول خورد نداشت پس بده گفت 500 تومن میشه طلب ما پول خورد ندارم بهتون بدم!!!حالا این وسط من هی میگم قابل نداره!!!نهههههههههههههههه اصن حرفشم نزنید!!!نه به خدا ما که اینجا دیگه مشتری هستیم بیچاره فروشنده هه هی میگفت خواهش میکنم و جلو خندشو میگرفت!!!بعدش که از مغازه اومدم بیرون تازه دوزاریم افتاد که وقتی میگه 500 تومن طلب ما ینی من باید 500 به اونا بدم!!!!با نهایت شرمساری رفتم توی مغازه و پول رو دادم
:دی
نتیجه اخلاقی:حساب حسابه کاکو برادررررررررر
تغارف نداریم که با هم!!!:D
نمایش مطلب شماره 38237
تاریخ انتشار : دي 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
9452
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531947626
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531947626










