روزای اول اموزشی سربازی رو میگذروندم و به ما گفته بودن که هر وقت یه فرد ارشد وارد اسایشگاه شد اولین نفری که چشمش به اون فرد افتاد باید با صذای بلند بگه:ایست اسایشگاه که همه باید بعد از شنیدنش خبردار وایمیستادن.جولوی در اسایشگاه ما یه تابلوی اعلانات بود و من داشتم در مورد تراشیدن موی سر و ارایشگاه پادگان یه چیزایی میخوندم که یهو متوجه شدم یکی از بچه ها داره بهم ادا و اشاره میکنه که یهو برگشتمو دیدم بععععععععله فرماندمون بود.منم که اون مطالب تابلوی اعلانات رو مغزم تاثیر گذاشته بود و حول شده بودم با صدای بلند فریاد زذم:ایییییییست ارایشگاه چند ثانیه نشد که دیدم بچه ها دارن در و دیوار رو گاز میگیرن یه چند نفری هم فک کنم معاف شدن
مدیوونین اگه فک کنین تا یه هفته فقط من نگهبان اسایشگاه بودم
نمایش مطلب شماره 37875
تاریخ انتشار : دي 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5618
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531943793
بازدید دیروز: 91591
کل بازدید: 531943793










