دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 37260

تاریخ انتشار : دي 1391

با سلام این اولین مطلبیه که میزارم و واقیه چون من هیجوقت دروغ نمیگم به جون پی نوکیو.
یه روز تو کلاس ادبیات نشسته بودیم استاد به یکی از پسرا که جلسه قبل گوشیش زنگ خورده بود گفته بود که شیرنی بخره بیاره کلاس.
عاغا مام تو کلاس صاف نشسته بودیم وسط دخترا
شیرنی که به ما رسید منم نامردی نکردمو 4 تا شیرنی برداشتم دختر بغل دستیم چشاش گنه شد من اصلا به روم نیاوردم
بعد در کمال پر رویی برگشتم میگم استاد بعضیا خیلی بی فرهنگن 4 تا 4 تا شیرنی برمیدارن
همون دختره که شیرنی هم کامل تو دهنش بود یهو چنان منفجر شد که هرچی شیرنی تو دهنش بود خالی کرد رو کله ردیف جلویی
استاد در حال جویدن لب تابش
مام که :)))))))
دختره :"((((((