پارسال شب یلدا وقتی داشتیم می رفتیم خونه داییم
تو راه داییم بهم زنگ زد و گفت دیوان حافظتون رو هم بیارید منم که حال برگشتن و از همه بدتر ترافیک رو نداشتم گفتم باشه تو ائن لحظه به فکر خریدن یه دیوان دیگه بودم ولی از برگشتن به خونه سخت تر پیدا کردن یه کتاب فروشی بود(بانک و مشاور املاک و سوپرمارکت که نیست تو این دورو زمونه کتاب فروشی از جمله کمیاب ترین فروشگاه هاست) مونده بودم چیکار کنم که یه فکر جالب به ذهنم رسید .رفتم تو یه چند تا سوپرمارکت و اون چیزیو که میخاستم پیدا کردم .
بعععله من رفتم و یه بیستا از این دستمال کاغذی جیبی ها که توشون فال حافظ داره خریدم.
عکسالعمل خانوادمون اون شب باحال بود
دقیقا فهمیدم که کیا دوسم دارن
بعضیا اسم خلاقیت گذاشتن رو کارم (دوسم داشتن)
بعضیا گفتن تنبل میرفتی خونه میاوردی (خسیس ها و کسانی که از بالا به موضوع نگاه میکنن و درک درستی از موقعیت ندارن – میرفتم خونه ساعت 12 هم برنمیگشتم-البته اندک هستن-اشاره به شخص خاصی هم ندارم-هه هه )
نمایش مطلب شماره 37004
تاریخ انتشار : دي 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
61737
بازدید دیروز: 28747
کل بازدید: 531908321
بازدید دیروز: 28747
کل بازدید: 531908321










