تاریخ انتشار : آذر 1391
اقا دوستم خواست خون بده گفت توام بيا!!!
منم رفتم ديگه هيچي تا وقتي اسمشو خوند
اسمشو خوند اقاااااديدم يهو غش كرد من با دكتر بلندش كرديم خوابونديمش روتخت تا بهوش اومد گفت ميترسم هركاري كرديم نشد كه نشد ديگه هيچي رفتيم بخش كودكان(همون جاكه عروسك و اسباب بازي داره)
تا خون داد آبرمونو برد خرس گنده











.gif)
.gif)