دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 36298

تاریخ انتشار : آذر 1391

یه روز از بس سکسکه کرده بودم حوصلم سر رفته بود هرکار هم که کردم خوب نشد
داشتم می رفتم تو آشپز خونه که بابام یقمو گرفت گفت کره خر پولی که صبح بهت دادم چیکار کردی؟
منم دیدم خیلی عصبانیه تازشم به من اصلا پول نداده بود
هرچی بهش گفتم کی به من پول دادی؟
اون بیشتر عصبانی میشد. منم داشتم سکته می کردم که یهو شروککرد به خندیدن گفت ببین دیگه سکسکه نمی کنی.
مثلا می خواست سکسکه ی منو خوب کنه اتفاقا موفق هم شد.