يادمه دبيرستان ك بوديم من ته كلاس ميشستم كلاس دينو زندگي بوديم من دره اب معدنيمو يكم باز كردم معلم ك روشو برگردوند بطريه ب حالت گلاب پاشيدن تكون دادم رو ب دانش اموزا كل كلاسم عصباني بودن منم ا خنده داشتم كلم. ب ميزه جلوم ميكوبيدم اوناييم ك خيس نشده بودن ميخنديدن اخر كلاس معلم گفت:شروين باش كارت دارم بقيه بيرون....
من(بعده تخليه ي كلاس):جانم دبير كاري داشتين؟؟؟
معلم:ديگ نميتونم تحمل كنم يكم....
من:گفتم اگ ثابت كنم از خير خواهيم بود ميشه ببخشين نمره انظباتو كم نكنين دوباره؟؟؟
معلم:بگو
من:زنگ اخر بود هوام گرم بچه داشت خوابشون ميبر ترسيدم ا درس عقب ييوفتن خواسم كلشونو بيدار كنم منظور بدي نداشتم....
معلم:......(قانعــــــ شده بود ديگ)
نمایش مطلب شماره 35882
تاریخ انتشار : آذر 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
24734
بازدید دیروز: 112238
کل بازدید: 531842571
بازدید دیروز: 112238
کل بازدید: 531842571










