یه روز با دوستم رفتم سر کلاسشون
یه دختره نشسته بود جلوی من
یه تار مو از مقنعش اومده بود بیرون تا لبه صندلی
منم فکر کردم این مو ول باشه
خلاصه منم دستمو بردم
تار مورو گرفتم و کشیدم
یهو دختره جیغ زد پرید هوا
همه یه لحظه برگشتن مارو نگاه کردن
یکی نیس بگه آخه پسر مگه مریضی این کارارو میکنی
باز خدا پدر دختره رو بیامرزه
خعععععععلی با فرهنگ بود
جریانو براش توضیح دادم اونم یه لبخند زدو دیگه چیزی نگفت
فکر کنم ازم خوشش اومده ک دعوام نکرد
منم
الان چن روزی هست ک بدجور تو فکرشم
گمونم عاشقش شدم
خخخخخخخخخخخخخححخح
نمایش مطلب شماره 35470
تاریخ انتشار : آذر 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
11927
بازدید دیروز: 112238
کل بازدید: 531829764
بازدید دیروز: 112238
کل بازدید: 531829764










