.......بشم اگه دروغ بگم
چند سال پیشا که من اول دبیرستان بودم یه بار گیر سه پیچ دادم به داداشم که باید منو هم با خودت ببری دانشگاه آقا با هزار التماس قبول کرد خلاصه ما رفتیم دانشگاه وسر کلاس نشستیم منتظر استاد بودیم بعد از 5 دقیقه استاد اومد آقا همین که استاد وارد شد من بلند شدم سر پا و شروع کردم صلوات فرستادن با صدای بلند همین که به خودم اومدم دیدم بچه ها دارن زمینو شخم میزنن از خنده
وقتی به داداشم نگا کردم خشمو درون چشاش حس کردم آقا ما نشستیم واستاد شروع کرد درس دادن بعد از یک ساعت گلاب به روتون دستشویمون گرفت و بلند شدیم گفتیم آقا اجازه بریم دستشویی دیدم هم چنان کلاس منفجر شد و نزدیک بود به نفت برسیم بعد از دانشگاه دیگه از جلو دانشگاه با چکو لگده داداشم روانه ی خانه شدم
از همون بچگی هم فقط موجب شادی بقیه میشدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نمایش مطلب شماره 34357
تاریخ انتشار : آذر 1391
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
99025
بازدید دیروز: 55653
کل بازدید: 531804624
بازدید دیروز: 55653
کل بازدید: 531804624










