دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 33647

تاریخ انتشار : آذر 1391

نصــف شب از خواب پریــدم .....
یه "دو هزار پا" داشــت روی سینم به صورت کاملا تاکتیکـــی با فرکانس ثابتی حرکـــت میکرد ،
مارو میگی .....!!!!
بلللللللند شدم رو هوا با یه حرکت فیلیپینی همینجور که داشـــتم دور خودم می پیچیدمو به لباســام چنـــگ مینداختم در اتــاقو وا کردم پریــــدم تو هــال ،
( ینـــی تو اون لحـــظه اگه لینچــان و جـــت لی و جکــی چان با هـــم میریختن ســـرم ، ازم کتک میخـــوردن ، اصــن کنترلمو کامــلا از دست داده بودم ) .
یه هـــاله ی ضعیفی از نور تو یه قســـمتی از هـــال افتاده بود
مثه یوز پلنــگ خودمــو رســوندم اونجا دیـــدم یه چیزی چسبیده به شلوارم
مارو میگییییییی؟؟؟
با تمام قدرت با کـــف دســت با پشــت دســت با مشت با آرنج همـــینجوری داشــتم میکوبیــدم به پام
حالا منه بد بخت هم دســتم درد گرفته بود هــم پام ازون طرفم داشـــتم زهره ترک میشدم
فکر میکــردم این پاهــاش گیر کرده تو شــلوارم واســه همـــین کنده نمـــیشه
آقا دورخیز کـــردم با پا رفتم تو دیوار تا له بشه
دو سه تا غلتـــم روی زمین زدم تا کامــلا پرس بشه
یــــنی حرکاتـــی کردم که یه گونگ فو کار حرفه ای از انجامـــش عاجزه :دی
بعد از اینکه خودمـــو آش و لاش کردمو دهن دستو پام ســرویــس شــد
مامانم با ترس و لرز و هول ولا اومــدٍ میگه:
"کوش کوووووش؟؟؟"
گفتم : کی کوش؟؟
مامنم: دزده دیگه
من: دزده کـــدومه یه هـــزار پا به شلوارم چسبیده بود کشـــتمش
پریــدم چراغو روشــن کردم که دیـــدم بدبخت پرس شـــده
خوب که زوم کـــردم دیدم اههههههههه اینکــه هزار پا نیست
مـــارک " آدیـــداس " بود که روی شـــلوارم دوخته شـــده
مــامــانم: »» پسـراری مردم آپولو هوا میکنن پســر من خووول شده :|««««
تا چنــد روز بعدش دســت و پام درد میکرد¯\_(ツ)_/¯