دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 33377

تاریخ انتشار : آبان 1391

یادش بخیر چقدر اسکل بودم. نیم ساعت دست به سینه میشستم تا مبصر اسممو جزو خوبها بنویسه. بعد استاد میومد بدون نگاه کردن به لیست خوبها و بدها تخته رو پاک میکرد
و چقدر اسکلتر بودم که زنگ بعدی هم دست به سینه میشستم