تاریخ انتشار : آبان 1391
یادمه سال اول بودم (دبستان) خیلی شر بودم یک بار داشتم ادای معلمو در می آوردم یک دفعه معلم وارد شد همه ساکت شدن اومد پشت سر من وایساد قد منم تا بالای زانو هاش بود میدونید که کجا رو می گم منم فکر کردم مامور کلاساس با مشت زدم تو بووووووق............. اقا افتاد رو زمین بی هوش شد بعد ناظم امد سر کلاس دادا زد چی شده منم اشتبهی گفتم اقا اجازه نفسش گرفته یعنی ....ناظم گفت: نمتونه نفس بکشه پرید روش نفس مصنوعی دادن دیگه هیچی هفته اخراج شدم ............... $$$$$$ معلم هم از اون مدرسه رفت











.gif)
.gif)