دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 31785

تاریخ انتشار : آبان 1391

با دوستانم رفته بودم پيست اسكي
يهو تعادلــــــــم بهم خورد دو تا خانوم رو از پشت هاچ بك كردم
تو اون سرمــا عرق شرم از پيشاني ام چكيد
داشتم عذر خواهـــــــــي مي كردم كه ریییییفيقمون من رو ديد اووووومد با سرعت از اینورم رد بشــــــه اما اون خانوم ها رو نديد بعد كه ديدشون اومــــــــــد از روشون بپره آخه دير شده بود براي تغيير مسير كـــــــه يكي از خانوما اومـــــــد بلند بشه بي خبر از همه جا ریقيفم چوب اســــــكي اش خورد به سرش
سرش شكست این کرگدنم كله پا شد پاش پيچ خورد
من مونده بودم به حال اون دو تا گريه كنم بهشون بخندم يا برم كمك بيارم يا فرار كــــــنم :دی