دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 31505

تاریخ انتشار : آبان 1391

تـــرم اول بودم…..
سر درس دستشويم گرفته بود.شدید
این استاد هم وحشتناک حساس رو بیرون رفتن و اینااا ..
گفتم استاد اجازه هست چند لحظه برم بیرون ….
گفت کجا میخوای بری …!؟
گفتم استاد همین دورو برام….زودی میام …..
گفت اگه دستشویی میخوای بری که هیچی…..ولی اگه رفتی بیرون و تلفن صحبت کردی دیگه خودت نیا تو کلاس…!!
گفتم چشم استاد …
بلاخره رفتم دستشویی و کارم و کردم…برگشتنی ۱۰ قدم مونده بود به کلاس دیدم گوشیم زنگ میخوره ….نگاه کردم دیدم دوست دخترمه :”> :X :”>
جواب دادم و شروع کردیم به صحبت کردن …
حالا منه خنگ حواسم نبود چسبیده به در کلاس دارم میحرفم….
یهو در کلاس باز شد…چشام افتاد تو چشای استاد …..قلبم داشت تند تند میزد ….
گفتم استاد یعنی برم واسه حذف؟!
برگشت گفت : آخه مرد حسابی ….اولش گفتی قربونت برم ، یه چیزی ……فدات بشم، یه چیزی…عشقه منی ، یه چیزی …دیگه اون آخر گفتی فـــــدای بنـد کــفشات دقیقا یعـــــنی چی آخه ..؟
هم کلاسیام =)))))))))))))))
من :(
خلاصه ترکوند ما رو این استادمون !