دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 31321

تاریخ انتشار : آبان 1391

اخه چرا دستشويي خانم ها و اقايونو عوض ميكنند؟هان؟
بعد يك ماه رفتم دانشگاه چشم بسته رفتم دستشويي (دستشويي يه تابلو كچولو بالاي در داره كه اصلا بهش دقت نكردم)در رو باز كردم بعد يه راه رو باريك رسيدم به دستشويي ديدم به گيره لباس يه چادر زنانه اويزونه فهميدم يه جاي كار ميلنگه اول خدارو شكر كردم كه كسي منو نديد بعد 2تا پا داشتم 2تا پاهام قرض كردم فرار ولي هنوز نيامده بودم بيرون در باز شد و يه دختره اومد تو منم چون راه رو تنگ بود مجبور شدم برگردم تا دختره بياد تو بعد من برم شانس من اونجا شد مثه اتوبان تند تند دخترا ميومدن تو و من گير كرده بودم دستشوي خانم ها!!اين دخترا براي اينك منو اذيت كنند تو اون راه رو وايساده بودن نميگذاشتن من برم بيرون:(
خدا ميدونه اون 6&7 دقيقه من چي كشيدم