تاریخ انتشار : آبان 1391
داشتم با دوست دخترم حرف ميزدم
گفت: خيلي دوستت دارم (گفتم منم)
گفت دوست ندارم بگي منم(گفتم منم)
گفت دوس ندارم مسخرم كني(منم)
گفت اذيت نكن قهر ميكنما(منم)
گفت درست جواب بده باهات حرف نميزنما(منم)
اصلا ديگه دوستت ندارم( منم)
بعد يهو گوشيش قط شد و خاموش فكر كنم كوبيدش ب ديوار مردم اعصاب ندارنا...











.gif)
.gif)