تاریخ انتشار : آبان 1391
رفته بودیم مهمونی برای امر خیر.بزرگان داشتن صحبت می کردن که بحثشون به ورزش کشید.عمو بزرگ من هم والیبال بازی می کنه.اومد بگه هفته ای سه شب والیبال بازی می کنیم گفت شبی سه شب والیبال بازی می کنیم!!!!











.gif)
.gif)