تاریخ انتشار : آبان 1391
داداشٍ دوستم فوت کرده بود ! خیرٍ سرو کلم رفتم بهش تسلیت بگم(تو ذهنم گفتم همین عید بود رفتم عروسی داداشش تبریک گفتم هههههعی دنیا تبریک و تسلیت تو فاصله چن ماه »»شر و ور میگفتم««) هی داشتم ریپیت میکردم آخرش
گفتم : پارسا جان تبریک میگم!! :(
دوستمم بدبخت انقد ناراحت بود بغلم کرد زد زیرٍ گریه!!
یعنی اینو بگم داشتم از خنده میترکیدم همه فک میکردن دارم گریه میکنم اون یکی دوستام نتونستن خودشونو جم کنن زدن بیرون!! خداییش هنو به روم نیاورده چه سوتی پدر سوخته ای دادم!!!
:))))))))
هههههههه!











.gif)
.gif)