تاریخ انتشار : مهر 1391
امروز سر جلسه امتحان نشسته بودیم که یهو مراقب فهمید، دو نفر دارن جلوتر از بنده تقلب می کنن با یه حس غرور و عصبانیت و جوگیرانه اومد برگه هاشون رو گرفت و گفت بلند شید برین بیرون....
بعد اومد این ور :|
اون دوتا هم بلند شدن که برن بیرون یه دفه مراقب گفت: نمی خواین التماس کنید؟!
اون لحظه = من :| اون دو تا :| مراقب :))
یعنی چنین استادای زحمت کشی داریم ما توی کشور











.gif)
.gif)