یبارم تو خواب داشتم به خودم تو ایینه نگاه میکردم از این کلاه دلقکا (هفت رنگاااا)سرم بود ارایشمم داغوووننن شلوار کردی هم پام بود ی پوزخند زدم گفتم:مثل همیشه عالی!یهو یکی گفت عزیزمممم برگشتم دیدم ایان سامر هلدر(همون دیمن تو خاطرات خون اشام!)هست که موهاش بلنده بلند بود شرابی جیغ رنگ کرده بود خرگوشیم بسته بود ی کت که فک کنم مال بابابزرگ پدرش بود پوشیده بود(گشادِگشاد از بس شسته بودن به سفیدی میزد)با ی شورت ورزشی تیپش تکمیل بود در حالیکه داشتیم نگاه عاشقانه بهم پرت میکرد ی مگس از بینمون گذشت اونم گفت دهنتو ببند الان مگسه میره توش!(دهنم بخاطر تیپ فوق لاکچریش باز مونده بود)بعدش زانو زد ی حلقه دراورد گفت با من ازدواج میکنی؟؟؟....خب دوستان حتما میپرسین بقیش چیشد باید بگم بقیه نداره روزگار نزاشت بااون ورژن شیکش،حتی توخواب بتونم باشم وهمون موقع بیدار شدم دو رکعت نماز وحشت خوندم ولی بازم خوشحالم چون این تیپش رو فقط من دیدمااا دلتون بسوزه????
دوستان پست اولمه لطفاً حمایت کنید
نمایش مطلب شماره 259565
تاریخ انتشار : مرداد 1399
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17737
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531538248
بازدید دیروز: 20394
کل بازدید: 531538248










