تاریخ انتشار : تير 1399
امروز با خوانواده نشسته بودیم داشتیم فیلم هندی میدیدیم
داشتم میگفتم جنگشون تو هوا بود
یکی خود درمانی میکرد که یاد مرد عنکبوتی افتادم
دومی با زبونش دعوا میکرد
یکی از مکان مخصوص خودش که تو کوه بود مستقیم رفت تو دیوار بعد از تو مجسمه اومد بیرون که کیلومترها از کوه فاصله داره
لطفا حمایت کنید اولین پسته تازه عضو شدم











.gif)
.gif)