من نامزد بودم خانواده شوهرم می خواستن بیان شام خونمون
منم گفتم بذار غذارو من بپزم خودمو نشون بدم
خورش کرفس گذاشتم ،فقط چون مادرم برگ کرفسو خشک می کنه میذاره من اشتباهی برگ ثنا ریختم جای برگ کرفس
شامو که خوردن صف بستن جلو در دستشویی
اولین بارشونم بود ک میومدن خونمون
پدر شوهرم بنده خدا دلشو می گرفت می گفت یهو نمی دونم چیشد ،من که همیشه یبسم اصلا تکون نخوردم فقط یکم دلم پیچ خورد
اما بقیه داغون بودن
دستشویی ماهم تو پذیرایی بود
صدای اسهالشون میومد تو خونه :)))
خلاصه نگم براتون دیگه اوضاعی بود
بعد از گذشت سالها هنوزم تو خانوادشون سوژه هستم...
#just copy
نمایش مطلب شماره 258589
تاریخ انتشار : خرداد 1399
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
3914
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531549529
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531549529










