دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 257978

تاریخ انتشار : فروردين 1399

آقا چند روز پیش توی مهمونی آنقدر که خورده بودم دل‌پیچه گرفته بودم و هی آروم میگو‌‌‌‌..زیدم
همینطور گذشت تا یدفه یک باد بودار و بزرگی بهم زور آورده بود
از فک و فامیل خدا حافظی کردم و رفتم تو ماشین تنها بودم
و راحت گو..زیدم ماشین پر از بو شده بود منم تنها که یک دفعه
گوشیم زنگ خورد فامیلامون گفت منم باهات میام ورود اومد پایین
اما هنوز اون گاز اشک‌آور داخل ماشین بود اومد تو ماشین
داشت خفه می شد نمی‌دونستم باید چیکار کنم
طرف از ماشین بدون خداحافظی پیاده شد و پیاده رفت خونش
از اون به بعد هر وقت دعوتم کردن نرفتم