این خاطره ماله ساله اوله دبیسرتانمه ینی سال 91 که حسابی آبروم رفت کلاس عربی نیم ساعت زودتر تموم شد دبیرمون جوون بود گفت بچه ها بریم فوتبال منم چون هیکلم درشت بود با دبیرمون تقریبا برابر بود همش باهاش در حاله رقابت تو زمین بودم تا خودمو نشون بدم که یهو بهم ی تنه زد افتادم بلند شدم دیدم بچه های دوره زمین همه دارن میخندن و مسخره میکنن اول متوجه نشدم تا اینکه شنیدم دارن میگن شرطش آبیه دیدم شلوارم قسمت پشتش کامل پاره شده حس ضایگی بدی بود. ولی دبیرمون دمش گرم خودش با ماشینش رسوندم خونه عوض کردم برگشتم مدرسه
نمایش مطلب شماره 257930
تاریخ انتشار : فروردين 1399
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5917
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531551532
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531551532










