یه بارم کلاس 6ام بودیم امتحان تاریخ داشتیم منم هی این مسجد شیخ لطف الله رو با یه مسجد دیگه قاطی میکردم روی لیبل نوشتم گذاشتم توی کتابم که زیردستم بود امتحان تموم شد منم از اون تقلبه استفاده نکردم گرفتم مچاله کردم گذاشتم زیر نیمکت
یهو دیدم یه دختره(صبا) داره با یکی از دوستام(نگار) دعوا میفته همینجوری که داشتن دعوا میفتادن یهو از رو حرص به معلم گفت که مهدیه تقلب کرده و آدرس تقلبمم داد:))
صبا از همین جا آرزو میکنم یه روزی یه جایی صدای گوز بیاد و بندازن گردنت و تا آخر عمرت به خاطر گوزی که ندادی صبا گوزو صدات کنن:)
این قسمت:خاطرات حرص درار قسمت1 (دخترک عقده ای)
نمایش مطلب شماره 257121
تاریخ انتشار : اسفند 1398
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
9023
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531554638
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531554638










