دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 255523

تاریخ انتشار : آذر 1398

سال آخر دبیرستان ی معلم زبان داشتیم بنده خدا خیلی ساده بود.همش طعمه نقشه های شوم بچه ها بود.هر موقع حضور غیاب میکرد بچه ها میگفتن زارعی غایبه(حالا ما اصلا زارعی نداشتیم) اونم باور میکرد همش میگفت این چرا انقدر غییت میکنه نمرشو کم میکنم.
آخرای سال بود عملا کار خاصی تو کلاس انجام نمیدادیم چند تا از بچه ها قبل اومدنش کلاسو پیچوندن رفتن بیرون.حالا اومد تو کلاس حضور غیاب کرد فهمید اونا نیستن اسماشونو نوشت رو ی برگه بچه هام گفتن خانم زارعی ام نیست خلاصه اسم اونم نوشت بعد بلند شد با نماینده کلاس رفت پیش مدیر.واااای مدیرمون تا لیستو دیده بود گفته بود زارعی کیه؟اینا اصن زارعی ندارن خانم فلانی شما رو گذاشتن سرکار ب نمایندمونم گفته بود خیلی بیشعورید:)))
ینی میخوام بگم این همه مدت نفهمیده بود:(