تاریخ انتشار : آبان 1398
عاقا جاتون خالی تابستون با رفیقام رفته بودیم مشهد
یه روز که رفتیم تو حرم بگردیم کرم درونمون به لولش افتاد یه ویلچر گرفتیم و یکی از رفیقامون نشست رو ویلچر
همینطوری داشتیم دور میزدیم وکیف میکردیم
که رفیقمون یهو از رو ویلچر بلند شد تا نفر بعدی بشینه
یهو ملت مثل قوم مغول حمله کردن به رفیق ما و تمام لباساشو کندن [فکر کردن شفا پیدا کرده:)]
ماهم به خانوادش یه شرت و مقداری سیبیل تحویل دادیم
ما:) :(
رفیقم :)..... (پودر شده)
چنگییز خان مغول :|











.gif)
.gif)