تاریخ انتشار : آبان 1398
دیروز توی جمع بزرگای فامیل! نشسته بودیم که اَبَر دایناسور عموم داشت اون یکی بچه رو میزد:/
منم اومدم ریش سفید بازی دربیارم گفتم عزیزم با آجیت مهربون باش و نزنش و گناه داره واین حرفا
اونم با کمااااال خونسردی گفت آااجییی بهار تو گ.وه خوری نکن برو مشقاتو بخون چرا اینجا نشستی مگه درس نداری؟ ....
منو میگیییی بدتر از آفتاب پرست تند تند رنگ عوض کردم بعدش تصعید شدم رفتم تو آسمون از خجالت:((
بقیه هم تا دو ساعت زیر چشمی نگاهم میکردنو میخندیدن://
الآنم که دارم مینویسمش تپش قلب گرفتم :((











.gif)
.gif)