تاریخ انتشار : آبان 1398
با فامیل دور فبر نشسته بودیم همه داشتن از خاطرات و ابنکه آدم خوبی بوده اینا تعریف میکردن
یهو دختر عمه ام در اومد گفت این همون دایی که مادر بزرگ تعریف میکرد معتاد بوده
حضار O_o
دایی مرحوم (◑‿◐)
تازه فهمیدم چرا کسی نمیره خواستگاریش











.gif)
.gif)