عاغا پارسال ما یه معلم ادبیات داشتیم از اونا. از کدوما؟
از همونا که کلاااا کتابی حرف میزنن.
یه بار قرار بود کوئیز داشته باشیم. یکی از اون خود شیرین های روزگار پرید وسط کلاس گفت: خانوم راستی اون کوییزه که فلان
یهو دوستم نامحسوس گفت : ببند
بعد معلم که میخاست بگه من شنیدم چی گفتی گفت : مبحثو منظورت بود دیگه؟!
عاغا ترکیدیم.
دوستمم کم نیاوردش. برگشت گفت : فرقی نمیکنه. بستنی ها رو باید بست!
منم ناخوداگاه یاد اون شعر سهراب افتادم که میگه چشم هارا باید شست جور دیگر باید دید. حواسم نبود یهو بلند گفتم : جور دیگر باید دید.!!!
بچه ها هم دیگه رو گاز میزدن از خنده! دیگه اسن نطق سرایی ها از خصوصیات ما سمپادیاس. دی:
بعللللله دیگه نگم از نمره ترم منو اون دوستم
نمایش مطلب شماره 254602
تاریخ انتشار : مهر 1398
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
46596
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531592211
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531592211










