آغا این خاطره ای ک تعریف میکنم مال همین امروز سر کلاسه.ادبیات داشتیم دبیر داشت داستانی تعریف میکرد ک یه جاش یاروعه سم میخوره.داستان تموم شد گفت کی میتونه این داستانو اجرا کنه.خلاصه چند نفر رفتنو اجرا کردن رسید ب جایی ک قرار بود سم خورده بشه(به علت کمبود امکانات به جای سم از دستمال کاغذی مچاله شده استفاده کردیم)بعد اون دانش آموزی ک قرار بود سم بخوره گفت من باید اینو بخورم.نخوردش و رفت کنار.دبیر بهش گفت کجا؟ اون تعجب کرد گفت یعنی بخورمش؟ دبیر گفت آره بیا بخورش.هیچی دیگه تا آخر زنگ داشتیم میخندیدیم ییععععنی مرردیم از خنده از در و دیوارم هیچی نموند همشو گاز زدیم.
نمایش مطلب شماره 254493
تاریخ انتشار : مهر 1398
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
46621
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531592236
بازدید دیروز: 25104
کل بازدید: 531592236










