دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 253759

تاریخ انتشار : شهريور 1398


یه روز یه پیرزن داشت از کنار خیابون رد میشد میبینه یه سطل (????)تف کنار خیابونه که هرکی رد میشه یه تف توش میندازه این پیرزنه هم سرما خورده بوده یه خل تف مشتی پر ملات میندازه تو سطل بعد دندون مصنوعیاش هم میفته تو سطل با خودش میگه خب حالا باید چیکار کنم یهو میگه خب فهمیدم باید سطل تف رو سر بکشم تا دندونام پیدا شه یهو سلطو سر میکشه و دندوناشو پیدا میکنه ..