دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 253310

تاریخ انتشار : شهريور 1398

اعتراف میکنم معلم ریاضی(آقا) جوری ادبم کرد که مامان و بابام تو این چند سال نکردن! قرار بود امتحان بگیره وما هم که کنکوری وحســاس رو امتحان تشریحی با بچه ها قرار گذاشتیم غایب کنیم ^_^ دقیقا نصف کلاس روز امتحان نرفتیم مدرسه، پسفرداش که رفتیم فهمیدیم نامردای حاضر لومون دادن وبا دبیر دست به یکی کردن امتحانو گذاشتن واسه جلسه بعد که میشد فرداo_O
ماهم دیگه نخوندیم و فرداش رفتیم که امتحانو بدیم(با کوله باری از اعتماد به نفس:|)
تا رسیدیم مدرسه دبیرمون جلوی مدیر حساااابی از خجالتمون دراومد و با آسفالت کف حیاط یکیمون کرد،بعدشم یه امتحان خیـلی سخــــت گرفتو نمرشو عیــنا واسه مستمر ترم یک گذاشت !
الآنم که یادش افتادم اشک توی چشمام حلقه زد واقعا بد ضربه ای خوردم :((