دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 251985

تاریخ انتشار : تير 1398

داشتیم تلویزیون میدیدم صداش تا خرخره بلند بود. کنترل هم دست پدر گرام. خواهرم: کمش کن بابا کر شدیم:(
بابا : .....
خواهرم هم دید واکنش نشون نمی ده پرید کنترل رو بگیره بابامم عین پلنگ زخمی پرید زودتر قاپیدش.
خواهرم: الان با گوشیم خاموشش میکنم.
بابامم کف و تف قاطی کرد خواست یه پاسخ کوبنده بده : منم میزنم تو اون ...(یکم فکر کرد) ... تو اون گوشیت بترکه از پنجره پرتش میکنم تو حیاط .
من : ما اصن حیاط نداریم :|
بابا: :||||||