سره یه درسی یه معلم خیلی افتضاحی داشتیم . کلا بنده خدا یه جوری بود. همش کند و کشدار حرف میزد و عشقه تخته هم بود همه چیزو میخواست بنویسه رو تخته یا دیکته کنه بهمون.
القصه .یه روز اومد سر کلاس دیدیم عینک زده(هیچ وخت عینک مطالعه رو برای دیدن عادی نمیزد) پای چششم کبوده ،زیر چششم باد کرده . من با دهن بسته و زمزمه طور به دوستم: پیس پیس، پیسسسس.(کرَه یکم)
دوستم: هوم؟
_:قیافش عوض شده نه؟
+:هاان!؟
-:میگم پای چشش کبوده نه؟
دوستم با فریاد:کبودههههه؟؟؟؟؟
من:| تو چشای معلمه خیره شدم و لبخند زدم با ضایعگی تمام.
دوستم که تازه فهمید قضیه چیه زد زیر خنده.
حالا یکم که گذشت اون برگشت آروم گفت:زیر چشش باد داره ؟
منم نشنیدم با فریاد گفتم: بااااد داااارهههه؟؟؟
ینی قیافه ی معلم بنده خدا هر لحظهo_O تر میشد.
نمایش مطلب شماره 251815
تاریخ انتشار : خرداد 1398
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
5498
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531606717
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531606717










