تاریخ انتشار : خرداد 1398
شیخی تو مسجد کنارجفر نشسته بود یهوو گوزید!!
جفر رو برد خونه؛ یخچال و کولر وتلویزیون بهش داد.درعوض قسم داد که به هیچکس نگه.
ساعت2شب جفرر به شیخ زنگ زد گفت
گوزو ،بیا وسایلتو جمع کن ببر. خوابم نمیبره میخوام به همه بگم !!











.gif)
.gif)