تاریخ انتشار : خرداد 1398
داشتم کتاب میخوندم بابام اومد تو اتاقم گفت چی میخونی؟
گفتم کوری
بعد اینکه گرفت با کمربند سیاه و کبودم کرد گفتم کوری اسم کتابه
خدا رو شاکرم کتاب بیشعوری دستم نبود ://
داشتم کتاب میخوندم بابام اومد تو اتاقم گفت چی میخونی؟
گفتم کوری
بعد اینکه گرفت با کمربند سیاه و کبودم کرد گفتم کوری اسم کتابه
خدا رو شاکرم کتاب بیشعوری دستم نبود ://
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )