تاریخ انتشار : فروردين 1398
¡|¡||¡|¡||sadegh||¡|¡||¡|¡
رفتیم عیددیدنی، همه پستهها دربسته بود.
یهو بابام از جیب کتش یه چکش در اورد نشست
کف زمین همه رو شکوند
بزرگوار همیشه مدیریت بحرانش زبانزده!











.gif)
.gif)